تبلیغات
❀ نجم الثاقب ❀ - مطالب حدیث قدسی

خواستگاری آدم -علیه السلام- از حوا. شیرین و خواندنی


شیخ صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه والعلل از پدرش ، او از حمیری ، از محمد پسر عیسی پسر عبید ، و حسن پسر ظریف و علی پسر اسماعیل ، پسر عیسی ، و اینها همه از حماد از حریز ، از زراره از ابو عبدالله علیه السلام حدیثی را نقل کرده که من از آن ، آن مقداری را که مورد نیاز به نظر می رسد ذکر می کنم که فرمود :

 

انَّ اللَّهَ خَلَقَ آدَمَ ثُمَّ ابْتَدَعَ لَهُ حَوَّاءَ ، فَقَالَ آدَمُ یَا رَبِّ مَا هَذَا الْخَلْقُ الْحَسَنُ الَّذِی آنَسَنِی قُرْبُهُ وَ النَّظَرُ إِلَیْهِ ،

همانا خداوند پس از آنکه آدم را خلق نمود ، آنگاه شروع به خلقت حوا نمود . پس زمانی که آدم او را دید گفت : خداوندا ! این مخلوق زیبا چیست ، که من انس گرفتن با او را دوست می دارم و می خواهم نگاهش کنم ؟

 

فَقَالَ : یَا آدَمُ هَذِهِ أَمَتِی حَوَّاءُ أَ فَتُحِبُّ أَنْ تَكُونَ مَعَكَ فَتُؤْنِسَكَ وَ تُحَدِّثُكَ وَ تَكُونَ تَبَعاً لِأَمْرِكَ ،

خداوند فرمود : یا آدم ! این کنیز من حوا است . آیا می خواهی که همراهت باشد ؟ تا مونست شود ، و با تو سخن بگوید و تبعیتت نماید ؟

 

فَقَالَ : نَعَمْ یَا رَبِّ ، وَ لَكَ عَلَیَّ بِذَلِكَ الْحَمْدُ وَ الشُّكْرُ مَا بَقِیتُ ،

آدم گفت : آری ، ای خدای من ! و من به سبب این موضوع ، تا زمانی که زنده ام ، حامد و سپاسگذار تو خواهم بود .

 

فَقَالَ اللَّهُ عَزَّ وَجِلَ : فَاخْطُبْهَا إِلَیَّ فَإِنَّهَا أَمَتِی وَقَدْ تَصْلُحُ لَكَ أَیْضاً زَوْجَةً لِلشَّهْوَةِ وَ أَلْقَى عَلَیْهِ الشَّهْوَةَ ، وَقَدْ عَلَّمَهُ قَبْلَ ذَلِكَ الْمَعْرِفَةَ بِكُلِّ شئ ،

پس خداوند فرمود : پس او را از من خواستگاری نما که همانا او کنیز من است و برای شهوتت نیکو خواهد بود و آنگاه شهوت را به انسان القاء نمود ، این در حالی است که پیش از آن ، علم همه چیز را به او داده بود .

 

فَقَالَ یَا رَبِّ : فانی أخطها إِلَیْكَ فَمَا رِضَاكَ لِذَلِكَ ،

پس آدم گفت : بارخدایا ! من حوا را از تو خواستگاری می نمایم ، وجه رضایت تو برای این کار چیست ؟

 

فَقَالَ عَزَّ وَجَلٍ رِضَایَ انَّ تُعَلِّمَهَا مَعَالِمَ دِینِی ،

خداوند عزوجل فرمود : در این که احکام و معالم دینم را به او یاد بدهی .

 

فَقَالَ ذَلِكَ لَكَ عَلَیَّ یَا رَبِّ إِنْ شِئْتَ ذَلِكَ ،

پس ، آدم گفت : خدایا ! اگر این است قبول می کنم ،

 

فَقَالَ عَزَّ وَجَلٍ قَدْ شِئْتُ ذَلِكَ وَقَدْ زَوَّجْتُكَهَا فَضُمَّهَا إِلَیْكَ .

خدا فرمود : همین . پس ، شما دو تن را برای هم زن و شوهر قرار دادم و آنگاه آنها را به هم ضمیمه و منضّم نمود .